دیپلمات های ایرانی کماکان در دست دولت پرزیدنت اوباما اسیر هستند.
obama amd clinton welcomed saberi released
تمام مستشاران نظامي آمريكا با خانواده هايشان، با كارمندهاي فني شان، با كارمندان اداري شان، با خدمه شان، با هر كس كه بستگي به آنها دارد، اينها از هر جنايتي كه در ايران بكنند مصون هستند. اگر يك خادم امريكايي، اگر يك آشپز امريكايي مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور كند، زير پا منكوب كند، پليس ايران حق ندارد جلوي او را بگيرد! دادگاه هاي ايران حق ندارند محاكمه كنند! باز پرسي كنند! +
دوست عزيز ايراني
همه ما عاشق خط و فكر و سيره و قدرت و هوش و ولايت و فقاهت امام خميني هستيم
من يك سني الجزايري هستم ولي به تو ميگويم واجب است كه نظريه ولايت فقيه امام خميني در كل دولتها و كشورهاي اسلامي پياده گردد
ايران امروز قدرت بزرگي است براي آنكه عزت خود را از اسلام طلب ميكند و براي همين خداوند او را عزيز كرده است. اما ما اينكار را نكرديم و خداوند ذليلمان كرد
لبيك يا سيدي يا روح الله الخميني... ما سربازان و شاگردان تو هستيم ، به تو عشق ميورزيم و ميخواهيم كه در راه و تفكر تو حركت كنيم
الله اكبر ، خميني رهبر
خداوند ايران اين مركز حق و عدل و علم را ياري كند ، مردمي كه كه به سنت رسول عمل ميكند پيش از آنكه شيعه اهل بيت(ع) باشند.
چندان فرقي ندارد احمدي نژاد بيايد يا خاتمي مهم تفكر خميني است
بعد التحریر :
نظراتي كه در ادامه ميخوانيد ترجمه فارسي يك نظر سنجي در دو تالار گفتمان اينترنتي عربي در مورد انتخابات رياست جمهوري در ايران است كه فارغ از نظرات داده شده نشانگر قدرت و نفوذ تفكر ايران در منطقه و بين كشورهاي عربي است
دسترسي به اصل نظرسنجي ها : + و +
از مسائل مشهود در سیاست خارجی پیامبر "صلح" و "ترک جنگ" می باشد. بررسی صلح در کنار جنگهای متعددی که پیامبر داشته اند دارای اهمیت بسیاری است،آنچنانکه پیامبر پس از تشریع جهاد،حمله اصلی خود را متوجه مکه و مشرکین قریش نمودند. 6 سال استراتژی جهاد با قریش، نشانگر اهمیت دادن پیامبر به مبارزه با قریش و تضعیف آنها می باشد. اما در سال ششم هجرت تغییر استراتژی و اتخاذ استراتژی صلح مشاهده می شود. تحلیل صلح حدیبیه به عنوان یکی از بارزترین نمونه ها،می تواند شاخص های انتخاب این استراتژی و اهمیت آن را آشکار سازد.
صلح حدیبیه در شرایطی واقع شد که پیامبر تا آن زمان 6سال به جنگ با دشمن پرداخته بود و در آن سال از نظر قدرت و موقعیت در وضعیت بهتری نسبت به 6سال قبل بودند اما با این وجود پیامبر صلح را برمی گزیند. پیامبر با در نظر گرفتن هدف غایی که گسترش اسلام در سراسر جهان بود، باید دامنه دعوت خویش را کم کم به خارج از محدوده مدینه و مکه و حتی شبه جزیره بگستراند. تا سال ششم پیامبر توانسته بود تا اسلام را در منطقه حجاز گسترش دهد و دشمنان خویش را در این منطقه به قدر کافی تضعیف نماید.
قریش بزرگترین و اصلیترین دشمن پیامبر،تمام سعی خویش را در مخالفت با پیامبر به کار برده بود.اینک مشخص شده بود قریش دیگر توان وارد ساختن ضربه اساسی به مدینه را ندارد.پیامبر با بسیاری از قبایل منطقه نیز ارتباط برقرار نموده است و باید به نقاط دوردست تر بپردازد. دو ابرقدرت روم و ایران هنوز به اسلام دعوت نشده بودند.لحن نامه هایی که پیامبر به سران کشورها نوشتند لحن قاطعی بود.این لحن،آمادگی
برای هرگونه خطر احتمالی را می طلبید و پیامبر باید از قبل چنین آمادگی را فراهم سازد. پیامبر دریافته بود که برای پرداختن به خارج از شبه جزیره،می بایستی در منطقه ثبات حکم فرما شود و پیامبر دیگر منازعی در منطقه نداشته باشد. لازمه پرداختن به خارج،حضور بلامنازع در منطقه است و برای اینکار یا باید دشمن مقهور شود و یا اینکه خاطرجمع شد که دیگر ازناحیه وی مزاحمتی ایجاد نخواهد شد.بدین سبب پیامبر با حرکت به سوی مکه و نمایشی از قدرت را طرح ریزی می نمایند. مانوری که منجر به صلح حدیبیه شد و بوسیله آن ایشان توانست به مقصود خویش،ایجاد ثبات در منطقه و تبلیغ اسلام درخارج شبه جزیره برسد.


پروفسورحمید مولانا : دکتر جلیلی به طرز بسیار جامع و ماهرانه ای مبانی نظری و مفاهیم اساسی را ارائه می دهد. در رساله دکتری ایشان(پارادایم اندیشه سیاسی در اسلام) خواننده به مفاهیم و ایده هایی بر می خورد که در ادبیات اندیشه های سیاسی به طور کلی نادیده گرفته شده است. موفقیت ایشان در این کار تئوریک بسیار غریب و چشم گیر است.
جناب آقای دکتر محمد خاتمی در جایی فرموده بودند بهتر بود جناب احمدی نژاد با خروج از سالن کنفرانس دانشگاه کلمبیا شان ملت ایران را حفظ میکردند.
بد نیست اینروزها که دیپلماسی ذلت مدار احمدی نژادی ! دنیا را تحت تاثیر قرار داده یادی کنیم از آنروزهای زیبا ودستاوردهای دیپلماسی عزتمند دکتر خاتمی :
1- گرفتن 2ماچ آبدار از ژاک شیراک و در عوض بازار خودرو ایران را در اختیار فرانسه قرار دادن و نجات پژو و رنو فرانسه از ورشکستگی.
2- سفیر جمهوری اسلامی در ... برای قبول سفارت شرط میگذاشت که فعالیتهای اقتصادی او تحت الشعاع قرار نگیرد و سفارت شغل دوم او باشد.
3- نامه مخفیانه به بوش نوشته میشد مبنی بر دست کشیدن از حمایت از تمام برگ برنده های ایران در منطقه و درعوض نشستن بر روی میز مذاکره با آمرکا
۴- به پیشنهاد ایران سال 2001 به نام سا ل گفت و گوی تمدنها نام گرفت و به پیشنهاد تبت سال 2002 به نام سال کوه.
۵- قرار گرفتن در محور شرارتها در سال گفتگوی تمدنها علی رغم همه تمام تلاشهایی که برای گفتگو انجام گرفت.
۶- تسلیم در برابر سیاست هویج و چماق و 2سال تعلیق فعالیتهای هسته ای و خوردن چماق و از دست دادن هویج !
۷- در سال آخر ریاست جمهوری فهمیدن اینکه جایی به اسم آفریقا و آمریکای جنوبی در روی زمین وجود دارد.
۸- شهید خواندن آبراهام لینکن و تروریست خوانده شدن شهدای جنگ
۹- با رییس جمهور اسرائیل به لهجه یزدی صحبت کردن و بعد از مراسم فهمیدن اینکه در اسرائیل رییس جمهور هم وجود دارد !
۱۰-زندانی شدن اعضای ارشد مذاکره کننده هسته ای به اتهام جاسوسی و فساد اقتصادی !
و.....
خودتان لیست را تکمیل کنید.
*** هرکس ۱۰ مورد در تکمیل این موارد در مورد دیپلماسی موفق ! دولت قبلی بنویسه پیش من جایزه خوبی داره !!!

بعد التحریر:روزگار عجیبی است
دکتر احمدی نژاد بدون تحصیلات حوزوی آیت الله میشود و آقای خاتمی با لیسانس الهیات دکتر !
*** در همین رابطه : دیپلماسی آمریکای لاتین جمهوری اسلامی: از ابراهیم یزدی تا محمود احمدی نژاد
سخنرانی احمدی نزاد در کلمبیا از نگاه یک آمریکایی : Mahmoud Ahmadinejad - CLASS All The Way - A New Lesson For Students
پس از سه دور مذاکره با آمریکا بر سر امنیت در عراق،در حالیکه از همان اول هم معلوم بود این مذاکرات با توجه به سابقه آمریکایی ها ذره ای در سرنوشت مردم عراق و بهبود اوضاع و ثبات کشور آنان تاثیر ندارد، (چون که عملا ایران، جز نفوذ معنوی بر روی شیعیان عراق هیچ نقش دیگری در عراق ندارد و تمام عملیاتهای تروریستی از سوی اعراب و بخصوص عربستان حمایت میشود)، آمریکا سپاه پاسداران را در لیست گروههای تروریستی قرار داد.
پس از قضیه قرار گرفتن سپاه در لیست تروریستی آمریکا 2 راه پیش روی ایران است :
1)عدم ادامه مذاکرات از سوی ایران = شکست مذاکرات
نتیجه : جناح طرفدار ایران و دولت مالکی در کوتاه مدت سقوط خواهد کرد.
بر اثر این هرج و مرج پیش آمده در عراق،جنگ فرقه ای و مذهبی فراگیرتر میشود و حتی ممکن است به کل خاورمیانه سرایت کند.
و پس از آن سکولار های شیعه و سنی های ضد ایران اداره امور را در دولتی صوری به دست خواهند گرفت
و حتی شاید به احتمالی هرچند ضعیف آمریکا با استفاده از فرصت پیش آمده،به بهانه مقابله با سرمنشا این بحران و تروریستها،یعنی سپاه پاسداران به ایران حمله کند
2)ادامه مذاکرات = به معنای غیر مستقیم قبول این اتهامات از سوی ایران
دولت بوش این مذاکرات را تا انتخابات سال 2008 ادامه خواهد داد و کماکان تهمتهای خود را به ایران نسبت خواهد داد و ادامه حضور خود را با بهانه هایی از قبیل نفوذ ایران و مبارزه با تروریسم در عراق توجیه خواهد کرد و حساب کنید که اگر جمهوری خواهها دوباره در انتخابات 2008 پیروز شوند در فرصت 4 ساله با حضور نظامی که در عراق دارند چه برنامه هایی را در راستای منافع اسرائیل میتوانند در عراق و کل خاورمیانه پیاده کنند ؟!

«لازم است در نوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناي ائمه حق عليهم السلام به طور كوبنده، فجايع و ستمگري هاي ستمگران هر عصر و مصر يادآوري شود و در اين عصر كه عصر مظلوميت جهان اسلام به دست آمريكا و شوروي و ساير وابستگان به آنان است جنايات آنان به طور كوبنده يادآوري و لعن و نفرين شود.» امام خمینی
********
بعد التحریر : اعیاد شعبانیه مبارک
الف-اگر به تاریخ مدافعين تیم ملی فوتبال ایران نگاه کنیم متوجه میشویم که مطرحترین مدافع تاریخ فوتبال ایران در سطح جهان رحمان رضایی بوده است.
کسی که 5-6 سال در لیگ ایتالیا بازی کرده است و مامور مهار کسانی چون دل پیرو،توتی،کاکا،آدریانو و مطرح ترین گلزنان جهان بوده است.
در تیم ملی نیز او مرکز ثقل دفاع تیم بوده است و هر مربی هم که به تیم آمده،اینکه او نقش محوری در برنامه های او نداشته باشد،امریست کاملا محال.
اما اگر باز به همین 5-6 سال گذشته بازگردیم می بینیم علی رغم اینکه او در اکثر موارد نقش خود را به خوبی ارائه کرده،هیچ بازیکنی مانند او در ناکامیهای تیم ملی نقش نداشته است!
1-او در جام ملتهای اسیا 2004 درکتک کاری بی سابقه در تاریخ فوتبال جهان با بازیکن خودی(بداوی)،ذهن تیم ملی قدرتمند آن زمان را از کسب قهرمانی به مسائل حاشیه ای معطوف کرد و بر اثر جو عصبی که در تیم بوجود آمد 6 تا از بازیکنان تیم ایران به انحا مختلف یا کارت قرمز گرفتند و یا محروم شدند (مهدوی کیا،بداوی،نصرتی،ستار زارع،تقی پور)
2-در جام جهانی 2006 درحالیکه تا حدود دقیقه 70 ایران با مکزیک مساوی کرده بود و در صورت حفظ این نتیجه میتوانست با پیروزی بر آنگولا براحتی به دور بعد صعود کند رحمان رضایی علی رغم دفاع عالی که تا آن لحظه کرده بود،توپ برگشتی ناشی از اشتباه میرزاپور را به بازیکن مکزیکی پاس داد و او آن را تبدیل به گل کرد و مسیر تیم ملی در جام جهانی عوض شد.
3-گل به خودی زیبای چند روز پیش اوهم که لازم به ذکر نیست !

***
ب)علی رغم توصیه های جدی مقام معظم رهبری مبنی بر انسجام اسلامی در این سال و تلاشهای مثمر ثمر احمدی نژاد در برقراری روابط دوستانه با کشورهای عرب خلیج فارس و سفر او به این کشورها برای عمل به این توصیه رهبری،این روزها جو بی سابقه شدیدی در جهان عرب علیه ایران به راه افتاده : از قرار دادن نماد جمهوری اسلامی در کنار نماد فاشیسم و صهیونیسم تا تجمع درمقابل سفارتخانه های ایران،طوری که وزیر خارجه کشور بزرگی چون ایران مجبور میشود برای ادای توضیحات و خاموش کردن آتش فتنه به یک جزیره کوچک سفر کند !
و دلیل این همه جوسازی هم سوتی مدیرمسئول محترم روزنامه ای بوده است که اینروزها فکر میکنم از کم خواننده ترین روزنامه های کشور است اما به علت قیمت ارزان و کاغذ مرغوب و چاپ درابعاد بزرگتر ازهمه روزنامه های کشوربه شدت مورد علاقه نمکیها و نون خشکیهاست!.
و جالب اینکه رسانه های عربی که نامگذاری امسال را به نام سال انسجام اسلامی از سوی مقام معظم رهبری به شدت سانسور کرده بودند با بزرگ کردن این اشتباه نابخشودنی و بکار بردن نام "مستشار خامنئی" برای آقای مدیر مسئول،به شدت تدبیر سنجی معظم له را تحت تاثیر قرار داده اند.
خبر العربيه و نظرات اعراب را اينجا ببينيد

***
ج)این خبر صفحه اول دیروز روزنامه شرق بود :
امیدوارم غدیر روزی جای نوروز را بگیرد !
متن كامل خبر را از اينجا ببينيد
حالا اینکه چرا ملی گرایان شرق انقدر به این قضیه ابرازعلاقه کردند وآن را در صفحه اول تیترکرده اند را من نمیدانم وباید از خودشان پرسید !
***
د) خودتان پیدا کنید رابطه افراد مورد نظر بند "ب" و "ج" و امثالهم را با رحمان رضایی !
***
ه) رحمان رضایی پیش از جام ملتها علی رغم آنکه هنوز جایگزینی بهترازاودر تیم ملی برایش پیدا نشده اعلام کرد از تیم ملی کنار خواهد کشید تا جوانترها بتوانند جای او را بگیرند و دفاع تیم ملی با آزمایش چند مدافع جوان در این یکی دوساله بتواند مهره ای خوب را درخط دفاع تا رقابتهای مقدماتی جام جهانی در سال 2009 پیدا کند.
اما بعید است که . . .
.والسلام
بعد التحریر : احتمال ضعیفی وجود دارد این وبلاگ به 2 دلیل بعد از اين مطلب فیلتر شود :
1)انتقاد غیر منصفانه نسبت به بازیهای رحمان رضایی و منکر شدن نقش او در موفقیتهای تیم ملی
2)انتقاد منصفانه نسبت به اشتباه حضرات آقایان "ب" و "ج"
اما فکر میکنم سایتهای متعلق به افراد "ب" به خاطر نادیده گرفتن دستور صریح مقام مظم رهبری مبنی بر انسجام اسلامی و "ج" بخاطرعدم بصیرت نسبت به لزوم اتحاد ملی مورد نظر معظم له ، بسیارمحق ترهستند به این قضیه تا یک بلاگ با حداکثر 40 بازدید کننده در روز.
البته خوب اگر همچین اتفاقی افتاد چندان مهم نیست چون بالاخره با فیلتر شدن یک وبلاگ،اتفاق خاصی در جهان هستی رخ نمی دهد و زندگی همچنان ادامه دارد.
تا بعد ؟ً!...
در سالهای اخیر کاناداییهای بی تاریخ و تمدن حسابی بر سر مسائلی چون حقوق بشر در ایران و صحبتهای محمود احمدی نژاد مبنی بر حذف اسرائیل از نقشه سیاسی خاورمیانه کاسه داغتراز آش شده اند. و دلشان خوش است که می توانند خلا بی هویتی و بی تاریخی خود را با مانور دادن برسر اینجور مسائل پر کنند. و البته ظاهرا خبر ندارند كه پسر عموهاي آمريكاييشان چه خوابي برایشان ديده اند؟!
کمیسیون تدوین استراتژی امنیت ملی آمریکا که توسط دولت آمریکا برای تدوین استراتژی ایالات متحده در قرن 21 تشکیل شده بود،تحقیق جامعی را در سال 98 در مورد راهبردهای سیاست خارجی آمریکا درقرن 21 انجام داد و آنرا درقالب سندی در سال 2001 منتشر ساخت که با مطالعه آن میتوان متوجه شد که بسیاری از آن راهبرد ها درطول 7- 8 سال گذشته درعمل پیاده سازی شده.
دریک قسمت از این سند به طور تلویحی ازدولت امریکا خواسته شده که شرایطی را فراهم کند که تا سال 2025 عملا کانادایی وجود نداشته باشد و ضمیمه خاک آمریکا شده باشد.
بخشهایی از مطالب این کتاب در مورد کانادا :
.... حتی در مورد کانادا ممکن است وضعیت به این گونه باشد.فکر کردن به آن تکان دهنده است اما فدراسیون کانادا ممکن است در 25 سال آینده متلاشی شود. موضوع ، فقط ایالت کبک نیست که ممکن است باعث این فروپاشی شود. بلکه کبک احتمالا نقش کاتالیزور را ایفا خواهد کرد. به رغم سنت های سیاسی مختلف،ایالات غربی کانادا،از لحاظ فرهنگی بیشتر وابسته به پسر عموهای خود در غرب ایالات متحده وابسته هستند تا به ایالات شرقی کانادا. ونکوورازبسیاری جهات به سوی سیاتل کشش دارد تا به سوی اتاوا .
فروپاشی کانادا که حتی خود کانادایی ها آن را ممکن می دانند ، امواج تکان دهنده ی نیرومندی به ایالات متحده خواهد فرستاد.
ازآن گذشته،با اینحال دردنیا هیچ جامعه ای بیش از جامعه ما به کانادا شبیه نیست و از هم پاشیدگی آن ممکن است در وحدت آمریکا،شکافهایی ایجاد کند. هم اکنون ساکنان غربی دو کشورازپایتختهای امپراطوری در واشینگتن و اوتاوا سخن میگویند. اگر چه بعید است ولی محتمل است که بریتیش کلمبیا،آلبرتا و ساسکاچوان در 25 سال اینده جز ایالات متحده شوند. شاید با همان درجه احتما ل( اگر نگوییم بیشتر) ایالات شرقی فقیرتر دریایی کانادا(نووا-اسکاتیا، نیو برانسونیک و جزیره پرینس ادوارد) بخاطر ترکیبی از نا امیدی و دنبا ل کردن منافع خود،همان مسیر را دنبال کنند.
بر خلاف جزایر حوزه کارائیب، که منابع طبیعی قابل توجهی ندارند،کانادا ذخایر سوختی فراوان،انواع کانیها،شیلات،چوب و شاید پرارزشترازهمه اینها برای ایالات متحده،20 درصد منابع آب شیرین جهان را داراست. با توجه به اهمیت همه آنها برای ایالات متحده،کانادا ارزش اندیشیدن جدی برای ایالات متحده را دارد.

منبع : کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21
ناشر : موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران
اولین ارتباطها بین انقلاب اسلامی ایران و انقلابهای سوسیالیستی آمریکای لاتین در سال 58 و حضور ابراهیم یزدی در اجلاس سران غیر متعهدها در هاوانا صورت گرفته است.
از آن دیدارها جز خاطرات و متون احساسی ابراهیم یزدی و مرعوب و مجذوب شدن او از سیگار برگ کشیدن کاسترو چیزی باقی نمانده است.
اما کمرنگ شدن تدریجی ارتباط با انقلابهای آمریکای لاتین و پشتیبانی ضمنی فیدل کاسترو از صدام حسین در جنگ علیه ایران کمی بعد از آن دیدارها نشان می دهد که شاید وزیر خارجه وقت نقش خود را بعنوان یک انسان لیبرال نه انقلابی در مواجه با کاسترو و ناامید کردن او و دیگر انقلابیون آمریکای لاتین از انقلاب ایران خوب بازی کرده است.
این روابط سالها در سکوت به سر میبرد تا سفر خاتمی به هاوانا برای شرکت مجدد در اجلاس غیر متعهدها. این سفر درست در روزهایی انجام شد که صدام در روزهای آخر خود به سر می برد و کاسترو به اشتباه خود پی برده بود. و دیری نگذشت که او کمتر از یکسال از دعوت خاتمی شاید برای جبران مافات به ایران آمد.اما استقبال سرد لیبرالهای سرمست از قدرت آن زمان سبب شد که دیدار کاسترو در حد یک دیدار باقی بماند و ایران نتوانست که یک جبهه جدید و روابط استراتزیک را با آمریکای لاتین باز کند.
کمی گذشت تا کمی پس از او چاوز که تازه به قدرت رسیده بود و قدرت و معروفیت و محبوبیت فعلی را نداشت به ایران سفر کرد.
در ایران کسی سفر او را جدی نگرفت اما چاوز که با هوشمندی پی به پبشرفتهای ضمنی ایران در برخی از تکنولوژیهای مورد نیاز ونزوئلا برده بود بازهم به ایران سفر کرد و با برخی از قراردادها از قبیل احداث کارخانه تراکتورسازی با قیمت ارزان و خلاص شدن از شر تحریم امریکا مبنی بر خرید تراکتور در کشورش بین طبقات پایین جامعه محبوبیت بدست آورد.
این سفر 2 یا سه بار تکرار شد اما کماکان کسی از 2خردادیها او را جدی نگرفت.
تا اینکه بالاخره خاتمی در سال آخر به ونزوئلا سفر کرد و پس از آن سفری به آفریقا و پس از دیدن استقبال آنها از او،همانطور که خود گفت :حسرت آن را خورد که ای کاش زودتر ذهنش متوجه بازارهای بکر این مناطق می شد و همین ضعف شدید دیپلماتهای سیاست خارجی او که همه چیز را در اروپا می دیدند و گوشه چشمی هم به امریکا داشتند می رساند(لازم نیست نامه مخفیانه مشاوران او به جرج بوش در سال 2003 را یادآوری کنیم).
تا نوبت به احمدی نژاد رسید
تحریم ها علیه ایران شدت گرفته بود و روز به روز هم برشدت آن افزوده شده و می شود
او در یک سال چندین دیدار مستقیم و غیر مستقیم با چاوز برقرار کرد.
وی با شناخت روحیات چاوز اعلام آمادگی سرمایه گذاری همه جانبه در ونزوئلا کرد.
در یکسال حدود 8میلیارد دلار قرارداد اقتصادی برای سرمایه گذاری ایران در ونزوئلا امضا شد و صادرات غیر نفتی ایران 7/1 برابر نسبت به سال آخر دولت خاتمی رشد کرد وبه حدود 17 میلیارد دلار رسید و تحریمهای اروپا،امریکا را بی اثر ساخت.
حساب کنید شرایط پرونده هسته ای را و اینکه اگر دولت هشتم یکسال دیگر سرکار می ماند چه اتفاقاتی ممکن بود با این تحریمها بیفتد که شاید حداقل آن تعلیق غنی سازی تا همین الان بود ؟!
جنبشهای انقلابی آمریکای لاتین یکی یکی سر برمی آورند و هر کدام دهها بار بیش از ونزوئلا صاحب نفت و نسبتا متمول به سرمایه گذاری نیازمندند و ایران نیز با افزایش تحریمها نیاز به پر کردن خلا تحریم دارد.
با افزایش پیروزیهای سوسیالیستها در نیکارگوئه،بولیوی،السالوادور،شیلی،اکوادور و .... ، دیپلماسی آینده نگر ایران اینبار خود دست به کار شد و با ایجاد بانک مشترک با ونزوئلا ضمن اینکه احتمال توقیف و مسدود شدن این ارزها را به علت تحریم به حداقل رساند بستر گسترده ای را برای سرمایه گذاری در کشورهای سوسیالیست ایجاد کرد.
امروز پروژه های احداث نیروگاه برق در نیکاراگوئه،سرمایه گذاری در نفت بولیوی و احداث کارخانه تراکتورسازی در آن کشور و کلا در آن منطقه قلبهای زیادی را متوجه ایران کرده است.
با چندین سال کار اقتصادی در این کشورها میتوان وارد فاز فرهنگی و جذب بیشتر افکار آن مردم به سمت انقلاب اسلامی و در نهایت ایران شد و بعید نیست که تا چندین سال آینده با موج گسترده اسلام گرایی در آن مناطق رو به رو شویم و بتوانیم نقش خود را بعنوان یک ابرقدرت تاریخی اینبار کیلومترها دورتر از خاورمیانه و در گوش بزرگترین دشمن خود ایفا کنیم و با نفوذ خود در حیاط خلوت ایالات متحده،مشتی محکم به آمریکا بعنوان کشوری که به حوزه نفوذ تاریخی ایران تهاجم کرده بزنیم،ضمن اینکه نباید فراموش کرد که بر اساس همین حماقت خاورمیانه را هم بدست آورده ایم. البته همه این موفقیتهای احتمالی به شرطی است که عاقل نمایان احمقی که در ۱۶ سال بعد از جنگ حکومت می کردند دوباره سرکار نیایند.

اگر میخواهید بدانید وبلاگتان در بین وبلاگهای جهان چه رتبه ای دارد به این سایت
سر بزنید و رتبه وبلاگتان را در بین میلیونها وبلاگ ببینید. در بین وبلاگهای ایرانی فکر میکنم وبلاگ احمدی نژاد با رتبه حدود 1200 بالاترین رتبه را داشت
این وبلاک هم در حدود رتبه 158000 بود. البته این آمار هر لجظه تغییر می کند و آپ نکردن هر چند درمدتی کوتاه باعث کاهش بعضا شدید رتبه وبلاگ میشود
احتمالا خداحافظ تا بعد از امتحانات ...
يازده گرگ ، آهويي را دنبال ميكنند و تماشاگران هورا ميكشند
يازده گرگ با دهان خوني
يك سرباز اسرائيلي با يازده ستاره شكسته بر شانه گم ميشود و
شهري در آتش ميسوزد!
ابراهيم را با چاقو ميزنند و
تو را ميخواهند شهيد كنند اسماعيل!
***
جهان همان كه بود، خواهد شد
و ما همان كه بايد باشيم
موسي و فرعون
يكي موسي خواهد شد
يكي فرعون
از ما و آنها
يكي شهيد خواهد شد و
يكي قابيل!
تو زنده ميماني اسماعيل!
بازي دارد به نيمه نهايي نزديك ميشود
اما بازي تمام نخواهد شد
فيفا و نازيها
شوراي امنيت و كاخ سفيد در يك سو
و بچههاي زخمي غزه در آن سو
بازي دارد به نيمه نهايي ميرسد
يازده گرگ با لباس و با چكمه
در الخليل دنبال يوسف زخمي ميگردند
رايس توپ را ميكارد درست بر نقطه پنالتي
خمپاره را ميكارد درست در سه متري دروازه
دروازه رفح
دروازه قديمي غزه
و طور سينا!
همه چيز قاطي شده ست با هم و
بازي ادامه دارد
النگوي ديويد بكام و ضجههاي هدي *
لبخند مارادونا و گريههاي خدا
فيگو پاس ميدهد به زيدان
دكو شوت ميزند به دروازه ايران
و ضربههاي سر دايي
ديگر افاقه نميكند
شيمون پرز نشسته است بر كرسي تمام مربيها
و ميچيند مهرهها را
تمام توپها
در غزه فرود ميآيند
مي خواهند تو را شهيد كنند اسماعيل!
درست در بين دو نيمه فينال
بوش كارت قرمز ميدهند به زمين
كارت قرمز ميدهند به طور و موسي
رايس كارت قرمز ميدهد به كولينا
كارت زرد ميدهد به كوفي عنان
شايد البرادعي به زمين آمد!
شايد كرزاي تعويض شد!
اسكولاري پاس ميدهد به سپ بلاتر
مارادونا به پله
پله به كلوزه
فردوسي پور از بهشت گزارش ميكند و
تمام ستارهها جمعند
نبرد هيتلر و موسوليني
داور بوش و خط نگهدار رايس و بلر
توپ جمع كن زلماي نمرودزاد!
داور تمام ساكنان فلسطين را ييرون كرد!
داور به هدي كارت زرد داد
شيمون پرز به بوش پرتقال خوني داد
با هر شوت
وزيري از حماس دستگير شد!
دروازه خودشان كوچك تر از توپ و
دروازه حريف ، تمام زمين
هواپيماهاي جنگي
فرود ميآيند بر زمين چمن
يازده گرگ ، آهويي را دنبال ميكنند و تماشاگران هورا ميكشند
يازده گرگ با دهان خوني
يك سرباز اسرائيلي با يازده ستاره شكسته بر شانه گم ميشود و
شهري در آتش ميسوزد!
ابراهيم را با چاقو ميزنند و
تو را ميخواهند شهيد كنند اسماعيل!
بازي به نيمه نهايي رسيده است
و بسته پيشنهادي شيطانها براي خدا
حاوي بمب است!
آقاي گل با چكمه
با مسلسل سنگين
بر سكو ميايستد و
بازي تمام ميشود
خدا ولي تمام نخواهد شد!
دوباره فرعون ، فرعون است و موسي موسي
تنها از ما و آنها
يكي شهيد خواهد شد و
يكي قابيل
بازي تمام ميشود
و نامها عوض خواهد شد
به جاي رايس
تخم مرغ گنديده
به جاي بوش
گوجه فرنگي له شده!
اما تو همچنان اسماعيل خواهي ماند!
نشسته ام كنار زمين
نه چمني
نه دروازهاي
نه قانوني
نه داوري
و منتظرم كه چه وقت خدا
به بستههاي پيشنهادي
جواب خواهد داد!


